حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2031
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
همه به او اعلان جنگ خواهند داد . آنتىگون بى محابا جوابداد ، كه براى جنگ كاملا حاضر است . پس از آن سفراء رفتند و سه سردار مزبور در تهيّه جنگ با آنتىگون شدند ( 315 ق . م ) . ميدانهاى اين جنگ در يونان و آسيا بود . آنتىگون كوشيد ، به اروپا برود ، زيرا حس ميكرد ، كه جنگ قطعى در آنجا خواهد شد ، و ديگر مقدونيّه نيز دولت اسكندر بود ، ولى دشمنانش بقدرى او را در آسيا مشغول و گرفتار داشتند ، كه مجال نكرد باروپا بگذرد . بنابراين ، او سرداران خود را بيونان فرستاد . امّا اوضاع يونان خيلى درهم و برهم و پيچيده بود . شهرهاى يونان باهم ضدّيت ميكردند و در هر شهر حزبهاى گوناگون بجان يكديگر افتاده بودند . كاسّاندر به اليگارشى « 1 » ، يعنى حكومت عدّه قليل ، تكيه داده بود ، پوليسپرخون و پسرش اسكندر ، كه اكنون با آنتىگون متّحد بودند ، چند محلّى بيش در پلوپونس نداشتند و كاسّاندر خيلى قوى بود . بنابراين آنتىگون خواست از اشكالاتى ، كه كاسّاندر در اتولى « 2 » و ايلّيريه در پيش داشت استفاده كند و نيز در يونان حكومت ملّى را در مقابل حكومت عدّه قليل قوّت بدهد . با اين مقصود ، آريستودم مىلتى « 3 » را بيونان فرستاد و او يونانيها را تحريك كرد ، كه آزاديشان را استرداد كنند . يونانيها با حرارت به طرف او رفتند . بطلميوس چون وضع را چنين ديد ، براى جلب يونانيها به آنها نوشت ، كه او هم مانند آنتىگون طرفدار جدّى حكومت ملّى است و در اين زمينه تلاش كرد ، ولى سردار آنتىگون زمينهء مساعدترى يافته اتوليان را با خود همراه كرده بود ديودور گويد ( كتاب 19 ، بند 57 ) : آنتىگون چون اهميّت اين جنگ را دريافت ، مردمان و شهرهاى مختلف و پادشاهانيرا ، كه بدوستى آنها ميتوانست اعتماد داشته باشد ، به طرف خود جلب كرد و براى اينكه اوامر و اخبار زودتر برسد ، پستى سريع با چاپارها و مشعلها ترتيب داد ( اين همان ترتيبى بود ، كه در دورهء هخامنشى معمول ميداشتند و ذكرش در كتاب دوّم اين تأليف صفحه 1492
--> ( 1 ) - Oligarchie . ( 2 ) - Etolie . ( 3 ) - Aristodeme de Milet .